تبليغاتX
علم طلایی

علم طلایی
 
www.goldenscience.blogfa.com
 

بلاگفا جدیدا امکان مشاهده تمام عناوین مطالب یک وبلاگ را در صفحه ای جداگانه برای کاربران فراهم کرده است.هرچند که این امکان هنوز در مرحله آزمایش است اما جای خوشحالی دارد که یکی از بزرگترین سرویس دهندگان وبلاگ در ایران حرکتی هرچند کوچک در جهت جلب رضایت کاربران انجام داده است.

شما با استفاده از این امکان جدید می توانید عناوین تمام مطالب یک وبلاگ از لحظه شروع به کار تا حال را مشاهده کنید.برای این کار فقط کافیست به آدرس وبلاگ موردنظرتان posts /را اضافه کنید.مثلا  اگر میخواهید عناوین تمام مطالب وبلاگ من را یکجا ببینید باید به این آدرس بروید :www.goldenscience.blogfa.com/posts

این امکان برای کاربرانی که حوصله یا وقت کافی برای جستجو در آرشیو ماهانه وبلاگها را ندارند و همچنین میخواهند از مطالب قدیمی تر یک وبلاگ استفاده کنند مناسب است چرا که با این امکان کلیه عناوین مطالب وبلاگ را یکجا و در یک صفحه مشاهده خواهند کرد.

چون این امکان هنوز در مرحله آزمایش است لذا شما هم اگر نظری در این مورد دارید می توانید
 در این صفحه به بلاگفا اعلام کنید
.

 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط مهدی
 

پس از نوآوری های متعدد شرکت ایرانسل در زمینه شبکه تلفن همراه ، این بار سرویس جدیدی توسط این شرکت برای دارندگان کلیه سیم کارتهای دائمی و اعتباری ایرانسل فراهم شده است. "لطفأ با من تماس بگیرید!" عنوان این سرویس بسیار جالب است که به تازگی به جمع سرویس های ایرانسل پیوسته است. شما توسط این سرویس میتوانید به طور کاملأ رایگان ، پیام کوتاهی با مضمون "لطفأ با من تماس بگیرید!" را برای شماره مورد نظر خود ارسال کنید! این موضوع به ویژه در زمان هایی که شارژ کارت اعتباری شما و یا حتی زمان های قطعی شماره بسیار به کمک شما خواهد آمد ؛ چرا که کافی است این SMS را به طور رایگان ارسال کنید ، دوست شما متوجه خواهد شد که شما در موقعیت اضطراری قرار دارید و با شما تماس خواهد گرفت! در این ترفند قصد داریم به معرفی نحوه این کار بپردازیم.


برای اینکار ابتدا به این نکته توجه داشته باشید از آنجاییکه ایرانسل تنها شبکه ای است که این سرویس را در ایران ارائه می کند، در حال حاضر امکان استفاده از آن برای تماس با سایر اپراتورها موجود نیست در نتیجه شما تنها میتوانید از این روش برای ارسال پیام به دوستانی که ایرانسل دارند استفاده کنید.

اما نحوه کار:
کافی است کد زیر را داخل گوشی وارد نمایید و سپس کلید سبز (Call) را بزنید:

09354401804#*150*

دقت کنید به جای شماره 09354401804 که به عنوان مثال وارد شده است ، شماره ای که قصد دارید SMS به آن ارسال شود را وارد کنید.
پس از فشردن کلید سبز ، پس از چند ثانیه عبارت زیر برای شما نمایان خواهد شد که نشانه موفقیت آمیز بودن عملیات است:

(Darkhaste Tamas be in shomare ersal shod (in service rayegan ast

و پیام کوتاهی با محتوای زیر برای دوست شما ارسال خواهد شد:

Lotfan Ba Man Tamas Begirid
(شماره ارسال كننده پيغام) : From

دقت کنید برای امتحان کردن این موضوع شماره ایرانسل خود را وارد ننمایید ، چرا که عملیات با مشکل روبرو خواهد شد.

 

منبع: ترفندستان
ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط مهدی
شاید برای شما هم پیش اومده باشه که بخواهید یک فایل صوتی رو تو کامپیوترتون داشته باشید و هر وقت خواستید به اون گوش کنید.اما میدونید که فایلهای صوتی روی کامپیوتر کپی میشن ولی اجرا نمیشن.برای اینکه بتونید اونها رو روی سیستمتون داشته باشین باید فرمت اونها رو به Mp3 تبدیل کنید.برای اینکار برنامه های زیادی ارائه شده اما نصب کردن و یادگرفتن چگونگی کار با آنها شاید زمان شما رو تلف کنه .با این ترفند میتونید از مدیا پلیر خود ویندوز برای این کار استفاده کنید.البته این ترفند در نسخه ۷ مدیاپلیر و بالاتر از آن قابل اجراست:

۱ - بعد از گذاشتن Cd در کامیپیوترتون ، در پنجره ای که به صورت اتوماتیک ظاهر میشه انتخاب گزینه

Copy  Music From Cd و  یا باز کردن برنامه مدیا پلیر و زدن گزینه Copy From Cd  در منوی کنار مدیا پلیر

( Menu bar )

2- انتخاب فایلهای  مورد نظر شما با تیک   زدن کنار آنها  - ( فایلهایی که میخواهید از Audio   سی دی به

 فرمت MP3  تبدیل  شوند )

3- انتخاب گزینه Copy Music  که در قسمت بالای Caption  مدیا پلیر قرار دارد. ( آیکون دایره ای قرمز رنگ )

4- انتخاب گزینه های  2 و 3 به ترتیب از بالا ، سپس Next  کنید و در قسمت پایین صفحه بعد میتونید فرمت

 خروجی( تنظیم کیفیت فایل های CD ) که به نظر من بهتره  که اونو روی (  96 Kbps ) قرار بدید  و روی

 گزینه Finish کلیک کنید تا کار کپی و تبدیل به فرمت MP3 شروع بشه.

نکته : محل ذخیره فایل ها بطور پیش فرض در  ( My Documents \ My music  )  شما  می باشد که اگه

خواستید میتونید قبل از زدن گزینه Finish اونو تغییر بدید.


 منبع


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 توسط مهدی
 

چند وقتیه که اصلا حوصله آپ کردن رو ندارم.البته از این بابت یه معذرت خواهی به دوستان خوبم که در این مدت لطف داشتن و کامنت میذاشتن بدهکارم.راستش همش به خاطر تابستون نه چندان خوبیه که پشت سر گذاشتم.نه اینکه بد بوده باشه ولی خوب هم نبود.احساس میکنم وقتم هدر رفته و به خاطر طمع و یا شاید هم سهل انگاری یکی از دوستان تمام برنامه ریزی من واسه تابستون بهم خورد تا من اینجوری حالم گرفته بشه.بگذریم...تصمیم گرفتم یه خاطره براتون تعریف کنم تا در آینده ای نزدیک دوباره به دنیای نت برگردم.

 

البته اول اینو بگم که این خاطره همچنین جدید هم نیست ولی واسه شما که الان دارین میخونین چیزی شبیه به "پخش زنده"ست.

تختخواب عزیز

من یه خواهر دارم که تو یکی دیگه از شهرهای خوزستان زندگی میکنه و این خواهر ما یه پسر 4 ساله داره به اسم محمد که خیلی هم جدیه و با هیچکس هم شوخی نداره حتی با مادرش.وقتی هم باهاش صحبت کنی احساس میکنی که داری با یه آدم بزرگ حرف میزنی نه با یه پسر 4ساله.یه روز که من واسه انجام کاری رفته بودم اونجا بعد از اتمام کارم ظهر بود که رفتم خونه خواهرم.خیلی هم خسته بودم.اینو هم بگم که اون موقع تازه واسه این محمد تختخواب گرفته بودن ولی از اونجاییکه کلا ما خانوادگی انسانهای آینده نگری هستیم و وقتی وسیله ای میخریم حداقل 25 سال اونو نگه میداریم و ازش استفاده میکنیم به همین دلیل پدر و مادر محمد بجای اینکه یدونه تخت کوچیک یا همون "تخت بچه" واسش بخرن . یدونه تخت بزرگ واسش گرفته بودن که تا 25سالگیش که خواست ازدواج کنه بتونه ازش استفاده کنه.حالا این پسر خواهر ما هم کلی خوشش اومده بود و بی نهایت تختشو دوست داشت که من اطلاع نداشتم.البته خب میشه حدس زد هر بچه ای از تخت خودش خوشش میاد ولی نه تا اون حد.خلاصه ما خواستیم سر به سر این محمد بذاریم و رفتیم رو تختش دراز کشیدیم.دیدم اومد کنار تخت یه نگاه به من کرد ولی هیچی نگفت و شروع کرد به نقاشی کشیدن.من هم به شوخی بهش گفتم :"محمد تختتو بده به من ببرم خونمون".یه ذره فکر کرد بعد گفت:"نه من اینو دوست دارم برو واسه خودت یدونه بخر".گفتم:"نه من از این خوشم اومده . اینو بده به من. بابات یدونه دیگه واست میخره".گفت:"نه من همینو میخوام.هروقت بابا یدونه دیگه خرید اونو میدم به تو".من بازهم حرفامو تکرار کردم.خلاصه از ما اصرار از اون انکار.و آخرش هم وقتی دیدم باورش شده و داره عصبانی میشه بحثو تموم کردم و در همون حالت خوابم برد. نمیدونم چقدر از خوابیدنم گذشته بود ولی به هر حال چون خسته بودم خیلی داشت بهم می چسبید. چشام تازه گرم شده بود که ناگهان شارااااااااااااااااااااااااپ!یه چیزی مثل چماق محکم خورد رو شکمم.من هم مثل فنر از خواب پریدم.کم مونده بود سکته کنم نمیدونستم چه خبر شده.چشمو باز کردم دیدم محمد کنترل تلویزیون (که چیزی هم از یه چماق کم نداشت)رو گرفته دستش و کنار تخت وایساده.قبل از اینکه من چیزی بگم با عصبانیت و با همون لهجه بچگونه گفت:"میخوای تخت منو ببری هاااااا؟" من که مثل این جن گرفته ها چشام از حدقه زده بود بیرون تا اومدم به خودم بجنبم شارااااااااااااااااااپ!یکی دیگه گذاشت رو شکم ما و الفرار.من هم که عقلم تازه اومده بود سر جاش و فهمیده بودم چه خبره بدو دنبالش:"پدرسوخته اگر بگیرمت...".اون تجربه ای شد واسه من که دیگه هوس نکنم رو تخت هیچ بچه ای بخوابم.

نتیجه اخلاقی:

اگرشما هم یه خواهرزاده دارین که تازگی ها واسش تخت خریدن حواستون باشه که سربه سر خواهرزادتون نذارین یا حداقل ادعای مالکیت نکنین وگرنه مثل من یه چماق میخوره تو شکمتون.

 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم شهریور 1387 توسط مهدی
 

 

حلول ماه مبارک رمضان را به شما دوست عزیز تبریک میگویم و امیدوارم طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق قرار بگیرد.

 

 

 


ادامه مطلب


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 توسط مهدی
درباره وبلاگ