«هانری بکرل» نخستين کسی بود که متوجه پرتودهی عجيب سنگ معدن اورانيوم گرديد. پس از آن در سال 1909 ميلادی «ارنست رادرفورد» هسته اتم را کشف کرد. وی همچنين, نشان داد که پرتوهای راديواکتيو در ميدان مغناطيسی به سه دسته تقيسيم میشود (پرتوهای «آلفا», «بتا» و «گاما»). سپس دانشمندان دريافتند که منشأ اين پرتوها درون هسته اتم اورانيوم است. در سال 1938 با آزمايشهايي كه دو دانشمند آلمانی به نامهای «اتوهان» و «فريتس شتراسمن» انجام دادند, فيزيک هستهای پا به مرحله تازهای نهاد. اين فيزيکدانان با انداختن بمب, هسته اتم اورانيم با نوترونها به عناصر راديواکتيوی دست يافتند که جرم اتمی کوچکتری نسبت به اورانيوم داشت و در اينجا بود که ناقوس شوم اختراع بمب اتمی به صدا درآمد. زيرا هر فروپاشی هسته اورانيوم ميتوانست تا ۲۰۰ مگاولت انرژی آزاد کند و بديهی بود كه اگر هستههای بيشتری فروميپاشيد, انرژی فراوانی حاصل میگردید. سپس فيزيکدانان ديگری نيز در اين محدوده به تحقیق میپرداختند. يکی از آنان «انريکو فرمی» بود ( ۱۹۵۴ - ۱۹۰۱) که به علت تحقيقاتش در سال ۱۹۳۸ به دريافت جايزه نوبل موفق گرديد.

در سال 1939 يعنی قبل از شروع جنگ جهانی دوم در بين فيزيکدانان اين بيم وجود داشت که آلمانيها به کمک فيزيکدانان نابغهای همچون هايزنبرگ و دستيارانش بتوانند با استفاده از دانش شکافت هستهای بمب اتمی بسازند؛ به همين دليل از «آلبرت انيشتين» خواستند که نامهای به «فرانکلين روزولت» رئيس جمهور وقت امريکا بنويسد و در آن نامه تاريخی از امکان ساخت بمبی صحبت شد که هرگز هايزنبرگ آن را نساخت. چنين شد که دولتمردان امريکا برای پيشدستی بر آلمان, «طرح مانهتن» را به راه انداختند و از انريکو فرمی دعوت به عمل آوردند تا مقدمات ساخت بمب اتمی را فراهم كند. پس از سه سال, در دوم دسامبر ۱۹۴۲ در ساعت 3 بعدازظهر نخستين رئاکتور اتمی دنيا در دانشگاه شيکاگو امريکا ساخته شد. سپس در ۱۶ ژوئيه ۱۹۴۵ نخستين آزمايش بمب اتمی در صحرای «الامو گرودو نيو» واقع در «مکزيکو» انجام شد. سه هفته بعد, «هيروشيما» در ساعت 8:15 صبح در تاريخ 6 آگوست 1945 با بمب اورانيومی بمباران شد و «ناکازاکی» در ۹ اگوست سال ۱۹۴۵ بمباران شدند که طی آن صدها هزار نفر فوري جان باختند. بمبهاي هستهاي چگونه ساخته ميشوند؟ بمبهاي هستهاي به دو شكل ساخته ميشوند: 1ـ بمبهاي شكافتي (اتمي) 2ـ بمبهاي همجوشي (هيدروژني) در حالي كه جزئيات اين بمبها محرمانه است, ولي نكات اساسي آنها در دسترس است. سوخت در هر بمب شكافتي شامل اورانيوم 235 و پلوتونيم 239 تقريبا خالص است كه هر دو هستههاي شكافتپذيري دارند. يك تكه كوچك از چنين مادهاي منفجر نميشود؛ زيرا تعداد بسيار زيادي از نوترونها فرار ميكنند, ولي در جرمي به قدر كافي بزرگ (بحراني) واكنش زنجيرهاي صورت مي گيرد. يك نوترون اوليه اتفاقي سبب شروع شكافت خواهد شد. هر بمب اين نوع به طور تقريبي 10 به توان 24 نوترون را در كمتر از ده به توان 7- ثانيه آزاد ميكند كه سبب گرماي بسيار شديد ميشود. بمب همجوشي متفاوت است و همجوشي هنگامي رخ ميدهد كه دو هسته سبك را آن قدر به هم نزديك كنيم كه در حوزه عمل جاذبه متقابل نيروي هستهاي قوي قرار گيرند. سپس به شدت يكديگر را جذب ميكنند و اتمي سنگينتر توليد ميكنند و مقداري انرژي آزاد ميكنند. همجوشي را ميتوان در محيط پلاسمايي به وجود آورد و بتازگي با ليزر هم اين كار را ميكنند. در اين همجوشي قرصهاي كوچكي از «دوتريم» و «ترتيم» (عناصري سبك كه از گروه هيدروژن هستند) را با فوجهاي ليزري پرقدرت گرم ميكنند. اگر مقاومت ليزرها كم باشد, انفجارهاي كوچكي در اين قرصهاي كوچك رخ ميدهد, اما اگر قدرت بالا باشد و در زمان كوتاه اثر كند, همجوشي رخ ميدهد. مقاومت اين نوع ليزرها بيش از نيروي برق امريكاست؛ بنابر اين,تهيه آن بسيار سخت است. اختراع بمب اتم در طول جنگ جهانى دوم شاهد نوآورى تسليحاتى از جانب دولتهاى درگير در جنگ هستيم، سه دولت عمدهاى كه مراكز تحقيقات استراتژيك و لابراتورهاى معظم تحقيقاتى داشتند، عبارتاند از: ژاپن، آلمان، امريكا. ژاپن با توسعه سلاحهاى شيميايى بود كه در اين زمينه موفقيت چندانی به دست نمىآورد. آلمانها مركز تحقيقاتى «پينامون» داشتند كه به اختراع سلاحى نو در تابستان 1940 موفق شدند، اين سلاح موشك بود كه در طول جنگ آلمانها عليه انگلستان از خاك فرانسه اشغال شده به كار مىبردند. اولين موشكها در تابستان 1940 بود كه با پشت سر گذاشتن كانال «مانش» به خاك انگلستان اصابت مىكرد. تا مدتها انگليسيها اختراع چنين سلاحى را باور نمىكردند. مخترع موشك «فون براون» آلمانى بود و اولين موشكها VI و VII نام داشتند. اما در تحقيقات مربوط به شكافتن هسته اتم، به رغم تبليغات متفقين كه به بزرگنمايى خطر اتمى آلمان مىپرداختند، نازىها در اين خصوص موفقيتى به دست نياوردند و پس از شكست آلمان مشخص مىشود كه آنها در مرحله آغازي ساخت بمب اتم قرار داشتند. مركز سوم، امريكا بود. امريكا با استفاده از امتياز خاص دور بودن از صحنه جنگ و مصونيت از بمباران و ويرانى، در سال 1943, طرح مانهتن را در صحراى «لوس آلاموس» (Los Alamos) در ايالت «نيومكزيكو» شکل می دهد. رياست اين طرح اتمى، با پروفسور «اوپن هايمر» بود و دانشمندان غيراروپايى مانند «فرمى» و ... در اين طرح نقش داشتند. منبع : www.danesh.mygiti.com
ادامه مطلب

